یه روز که تنها میشینی اروم نگاه میکنی به گذر عمرت
اشکت لمس میکنه گونتو
ادمهای دورت نمیکنن درکت
پا رو گاز گذاشتی تنهایی
به سمت هدفتو مهم نی مانع
بافکر باز به عمق دریا
این کویر فقط یه سرابه اره
تنگیه غروب و رنگش
نارنجیه حرفهای قلب سردش
منتظر واسه فرود یا پرواز
بلاتکلیف بگو کجاست مرزش؟
ثانیه ها له ادمای ول
وسطهای تهران کار دل
دست تو جیب قدمهای پر
فلسفت شده بخوری تو این خیابونا فر آآآ
تن و خریدی روحت و دادی
هیچی حال نمیده دیگه با جسم خالی
مادیات و عادیات و عادت و عادت و عادت و عادتات
حساب نکن اخرش میخواد واست چی بمونه اره از این باورا
زخم عمیق و روح لطیف
پ تناقض باعث معضل شدیده
نفرین به جادوو نزنی زانوو
حتی اگه دورت شد پر ادم زالووو
افریت باز بیاره کابوس تو نور وایسا بت بدن یه پر طاووس
معرفت حق ارامش محظ یخورده راه بری میبینی منطق میشه محو
خلاف خوبه ببینی تهش کاخ
مث اسبای دیگه نباش که بشی تک شاخ
الان نریزی عرق واسه برد فردا مگه مریضی عرقات میشن اشک چشمات
فرومول شکست تکرار اشکال و
بی ذاتیه بعضیا از کمبود وژدان
وقتی تو وجودت اشباع شده کلی جریان و تو رگای قلبت و میبینی یه آن
تم روز جامعست که همه پشت نقابن
یه سری قربانی پول حالا یه مشت تیکه خاکن
یه سریام‌جنگیدن واسه خاکی که روشیم
حتما باید جنگ بشه بازم باهم گروه شیم
واست شیرین تره دروغ بگم بشنوی تا چی
نشستی شانس بیاد سمتت دیگه بهتره پاشی
یکی بهت یاد بکنی کارت و سمبل
یکی بهت یاد با پنبه ببری سر بعد
میخوره تو صورتامون باد و بارون
فصلا میگذرن ادما میشن داغون
جوجه تیغی ساختیم از این کرمون
از هر طرف فرو کردیم چندتا ساختمون
تکنولوژی توی ساخت اره
یعنی مرگ کلی درخت تو درره
به این دست اوردا میشیم قرره
طبیعت بکر و میکنیم چندتا قلعه پ
دعاکنیم بارون بیاد اروم بشیم بدون هیچ ضعفی
دعا کنیم واسه اسمون ابی واسه خودمون واسه نسلهای بعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *